فرصت
16 شهریور 1405 توسط فقط خدا
…ظهر از اداره که برگشتم خونه همسرم گفت: برو لباساتو عوض کن و یکم استراحت کن تا غذا آماده بشه. گفتم چشم شما امر بفرما. رفتم داخل اتاق لباسمو عوض کردمو خوابیدم وقتی بیدار شدم از پنجره به بیرون نگاه کردم … بیشتر »